کد خبر: 4165

تاریخ انتشار: خرداد ۸, ۱۳۹۸

قسمت دوم و پایانی

اعتراف دشمنان به عظمت امام علی (ع) / به قلم دکتر امیر حمزه مهرابی

جهت دیدن تمامی قسمت ها اینجا کلیک کنید قسمت دوم و پایانی ✅معاویه به عمرعاص قول می دهد که اگر بتواند او را به حکومت برساند، نصف منافع حاصله را به او می بخشد. عمر عاص توانست با حیله گری و شیطنت (که همه از آن اطلاع دارند)، معاویه را برکل جهان اسلام حاکم کند. […]

جهت دیدن تمامی قسمت ها اینجا کلیک کنید

قسمت دوم و پایانی

✅معاویه به عمرعاص قول می دهد که اگر بتواند او را به حکومت برساند، نصف منافع حاصله را به او می بخشد. عمر عاص توانست با حیله گری و شیطنت (که همه از آن اطلاع دارند)، معاویه را برکل جهان اسلام حاکم کند. ولی معاویه به قولش عمل نمی کند و فقط حکومت مصر را به وی می بخشد. علاوه بر این، پس از مدتی به وی ابلاغ می کند که باید مالیات و خراج نیز بپردازد.

⭕️عمرعاص از این کار معاویه عصبانی شده و با اشعاری جواب او را می دهد. وی در این قصیده طولانی ( معروف به جُلجُلیه) با یادآوری قول و قرارها و نقش خود دربه حکومت رسیدن معاویه و بیان ضعف های او، از او به شدت گلایه می کند.
عمر عاص ضمن اعتراف و تصریح در عظمت و حقانیت امام علی(ع) به عنوان خلیفه و امام مسلمین می گوید: من برای رسیدن به منافع دنیوی عاقبت خود را خراب کردم و تو راکه هیچ لیاقت نداشتی بر کسی(علی) ترجیح دادم که برگزیده خدا و پیغمبر(ص)بود و…
( پیشنهاد می کنیم متن کامل قصیده را از اینترنت دریافت و با دقت مطالعه کنید)

🔵منتخبی از قصیده طولانی عمر عاص:

🔹- ای معاویه !آیا فراموش کرده‌ای برای آن که تو ردای حکومت را به تن کنی ، چگونه با نیرنگ و حیله مردم را فریب دادم؟!
نسیتَ احتیالیَ فی جِلّق * على أهلِها یوم لُبْسِ الحُلی
🔸-در حالی که تو هرگز شایسته این بلندی و صاحب مقام و کمال نبودی.
ولو لم تکن أنت من أهلِهِ * وربِّ المقام ولم تَکْمُلِ
🔹-و آن زمان که در برابر پیشوای هدایت ( علی) عصیان و تمرد کردی در حالی که در لشکرش مردان متقی و شجاعی بودند.
ولَمّا عصیتَ إمام الهدى * وفی جیشِهِ کلُّ مُستفحلِ
🔸-اگر من نبودم تو همانند زنان در خانه می‌نشستی و از منزلت خارج نمی‌شدی.
ولولایَ کنتَ کَمِثْل النساء *تعافُ الخروجَ من المنزلِ
🔹-ای پسر هند! ما از روی نادانی تو را در برابر «نبأ عظیم» و بهترین انسان‌ها یاری کردیم.
نصرناک من جَهْلِنا یا ابن هند *على النبأِ الأعظمِ الأفضلِ
🔸- و هنگامی که تو را بالای سر مردم و در رأس امور قرار دادیم خودمان به پایین‌ترین درجات وبه اسفل سافلین سقوط کردیم.
وحیث رفعناک فوقَ الرؤوسِ * نَزلْنا إلى أسفلِ الأسفَلِ
🔹-این من بودم که مردم را تحریک کردم تا با سید اوصیاء علی(ع) به بهانه خونخواهی آن مرد احمق (عثمان) بجنگند.
فبی حاربوا سیِّدَ الأوصیاءِ * بقولی دمٌ طُلَّ مِن نعثلِ
🔸-در حالی که چه بسیار از مصطفی(ص) صفات و فضایل مخصوص علی(ع) را شنیده بودیم.
وکمْ قد سَمِعْنا من المصطفى * وَصایا مُخصّصهً فی علی
🔹-[معاویه بدان که] تو به اندازه ذره‌ای در حکومت حقی نداری و قبل از تو اجدادت هم چنین حقی نداشتند.
ومالک فیها ولا ذرّهٌ * و لا لِجدُودک بالأوّل
🔸-ای معاویه! چه نسبتی می‌تواند میان تو و علی باشد؟! علی چون شمشیری (بُرّان) است و تو بمانند داسی (کُند).
فإن کانَ بینکما نِسْبهٌ * فأینَ الحُسامُ من المِنجلِ
🔹-علی که چون ستاره آسمان است کجا و تو که چون ریگی بیش نیستی کجا؟!
وأین الحصى من نجوم السما * وأین معاویهُ من علی
🔸-ای معاویه! اگر تو در امر حکومت به آرزویت رسیدی، به خاطر آن بود که به گردن خود زنگوله رسوایی آویختم .
فإن کنتَ فیها بلغتَ المُنى * ففی عُنقی عَلَقُ الجلجلِ
(و آگاه باش که در گردن من زنگوله‌ای است که اگر گردنم را تکان بدهم، زنگوله به صدا در خواهد آمد یعنی حقایق را به مردم می گویم و تو را رسوا می کنم ).

🔴گویند معاویه از این تهدید عمر عاص ترسید و عقب نشینی کرد و از فشار بر او و تقاضای خراج منصرف شد .

پسندیدم(۰)نمی پسندم(۰)
ارسال دیدگاه

اخرین اخبار ایران و جهان