کد خبر: 4464

تاریخ انتشار: تیر ۷, ۱۳۹۸

به قلم امیرحمزه مهرابی

بخش اول : دوره پیچیده امام صادق(ع)، درسی برای دوره کنونی

به قلم امیرحمزه مهرابی ترسیم وضعیت دوره امام صادق(ع) امام جعفرصادق (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش امام باقر (ع) در سال ۱۱۴ هجری، در سن ۳۱ سالگی عهده دار مقام امامت شد. دوران امامت آن حضرت (که ۳۴ سال به طول انجامید) با حکومت پنج تن از خلفای بنیامیه ( هشام بن عبدالملک، ولید […]

به قلم امیرحمزه مهرابی

ترسیم وضعیت دوره امام صادق(ع)

امام جعفرصادق (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش امام باقر (ع) در سال ۱۱۴ هجری، در سن ۳۱ سالگی عهده دار مقام امامت شد. دوران امامت آن حضرت (که ۳۴ سال به طول انجامید) با حکومت پنج تن از خلفای بنیامیه ( هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید، یزید بن ولید بن عبدالملک، ابراهیم بن ولید و مروان حمار. و دو تن از بنی عباس به نام سفاح و منصور دوانقی، همزمان بود

عصر امام صادق (ع) یکی از پیچیده ترین، طوفانی‌ترین و نادر ترین ادوار تاریخ اسلام است اختلافات فکری، عقیدتی، سیاسی و اجتماعی گسترده ای در دنیای اسلام پیدا شده بود که نظیرش قبل و بعد از ایشان پیدا نشد.
دوره حساسی که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام یعنی امام (ع) موجب از هم گسستگی اعتقادی ،فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی و حتی نابودی اصل دین اسلام می شد.

در این زمان :

مکتب‌ها ، اید‌ئولوژی‌ها ، افکار فلسفی و کلامی مختلف وجدیدی ( که از برخورد امت اسلام با مردم کشور‌های تازه فتح شده و ترجمه گسترده آثار یونان و.. به وجود آمده بود) ، در جهان اسلام گسترش می یافت و شبهات بی پاسخی به جامعه تزریق می گردید .

اغتشاش‌ها و قیام های متعدد بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (ع) علیه حاکمیت بنی امیه رخ می‌داد،که جهت گیری صحیح و استراتژی مشخصی نداشتند .
قیام زید و پسرش یحیی ، نهضت ابو سلمه( معروف به وزیر آل محمد) در کوفه و قیام ابومسلم خراسانی( معروف به امیر آل محمد) در ایران از مهم‌ترین آن‌ها بود.

بنی عباس که به کمک علویان و با داعیه سپردن حکومت به اهل بیت (ع) به قدرت رسیده بودند، خود را نماینده خدا و جانشین پیامبر ( ص) معرفی می کردند و جایگاهی شبیه امامت را برای خود قائل بودند.

گروهایی مثل «زنادقه» ، بی دینی را تبلیغ و خدا و پیغمبر را علناً انکار می کردند ، «صوفیه »که از جانب حاکمیت تبلیغ می شد، مردم را به انزوا طلبی و عدم دخالت در امور اجتماعی و سیاسی تشویق می کردند.
مکتب فقهی جدیدی( مالکی ، حنفی ) پیدا شدند که فقه را بر اساس دیگری (رای و قیاس و غیره) بنیان گذاشتند.( فقه اهل سنت)

فرقه های شیعه مثل «زیدیه »و «کیسانیه » با تفاسیری جدید از امامت، پای به عرصه وجود گذاشته و دارای طرفدارانی شدند. علاوه بر این، وجود فرقه های «غالی» ( غلو کنندگان) که امام را خدا و پیغمبر می دانستند و از سوی دیگر در عبادات و مناسک و رفتار بی بند و بار بودند و همچنین ظهور مجدد «خوارج » و…جامعه اسلامی را به شدت تهدید می کرد .
چند صباحی پس از مرگ اولین خلیفه عباسی (سفاح ) جو خفقان و دیکتاتوری شدیدی از سوی منصور دوانقی( دومین خلیفه عباسی) بر جامعه حاکم شده بود که شیعیان برای پرسیدن مسائل شرعی از امامشان تحت تعقیب و شکنجه قرار گرفته و یا با مرگ مواجه می شدند.

افرادی مثل محمد نفس زکیه و ابراهیم قتیل ، بدون کسب اجازه از امام صادق (ع) و موقعیت سنجی ، علیه حکومت تازه تاسیس بنی عباس قیام مسلحانه را آغاز کردند که شیعیان زیادی را به خود جذب کردند و لی همگی مظلومانه به شهادت رسیدند .

جمع زیادی از شیعیان ( نوادگان امام حسن مجتبی) که در زمان بنی امیه، امام جعفر صادق(ع) را ملامت می کردند که چرا دست به قیام مسلحانه نمی زند، در زمان بنی عباس( برخلاف نظر امام ) به دربار پیوستند. ولی دیری نگشت که همه آنها دستگیر، زندانی و زیر شکنجه های وحشیانه شهید شدند. چنان که در تاریخ آمده است که:
«پس از مرگ منصور، هنگامی که فرزندش «مهدی» درب یکی از زندان ها را گشود، کشتگان زیادی از آل ابیطالب در آن دید که سلسله نسب با مشخصات هر یک روی کاغذی نوشته شده و به گوششان دوخته بودند. در میان شهدا افراد خردسال نیز به چشم می خورد .»

در این شرایط بحرانی و خطرناک، تعداد اندکی از شیعیان، مطیع و پیرو محض امام صادق (ع) ( به اصطلاح شیعه تنوری ) بودند ولی بقیه دچار افراط و تفریط و انحراف بودند .

پسندیدم(۲)نمی پسندم(۰)
ارسال دیدگاه

اخرین اخبار ایران و جهان