کد خبر: 4405

تاریخ انتشار: خرداد ۳۰, ۱۳۹۸

دکتر امیر حمزه مهرابی

«هجوم کنسرت های دولتی و موسیقی سیاسی مشکوک به موسیقی سنتی و مردمی»

  نوشته دکتر امیر حمزه مهرابی هر از چندگاهی در خصوص برگزاری یا عدم برگزاری کنسرت در گراش، مباحثی بین صاحب نظران مطرح می شود . در این چند روز نیز به مناسبت برگزاری کنسرت فریاد خواجوی، نظرات متفاوتی در فضای مجازی منتشر شده است. در این زمینه نکاتی را بیان می کنم: ۱- رد […]

 

نوشته دکتر امیر حمزه مهرابی

هر از چندگاهی در خصوص برگزاری یا عدم برگزاری کنسرت در گراش، مباحثی بین صاحب نظران مطرح می شود . در این چند روز نیز به مناسبت برگزاری کنسرت فریاد خواجوی، نظرات متفاوتی در فضای مجازی منتشر شده است. در این زمینه نکاتی را بیان می کنم:

۱- رد یا تایید کلی یک برنامه ، کار پسندیده ای نیست . لذا در مورد شخص خواننده یا محتوای ۹ قطعه ای که قرار است ایشان اجرا کند، اظهار نظری نمی کنم . قاعدتاً کمیته های تخصصی و دلسوزان شهر، بررسی ها و پیش بینی های لازم را بعمل خواهند آورد.

۲-شادی و موسیقی جزء لاینفک زندگی همه اقوام بشری و از عناصر مهم فرهنگ عامیانه بوده است . در گراش نیز از قدیم الایام دعوت ازنوازندگانِ شهرهای نزدیک بویژه در جشن ها و عروسی ها مرسوم بوده است. مراسم اسب سواری، چوب بازی ، دستمال بازی( مردان برای مردان و زنان برای زنان ) سیاه بازی، شروه خوانی و…همراه با تمبک و کرنا( سرنا) تار و تنبک، نی و دف و…. فضایی نشاط آفرین و شادی بخش را فراهم می ساخته است .
این مراسم یک پدیده عادی و مردمی بوده است که در صورت رعایت حریم ها وملاحظات فرهنگی و مذهبی ،هیچگاه مخالفت و حساسیت خاصی هم در پی نداشته است .

۳- اما آنچه در گذشته و اکنون برای مردم عجیب و غریب می نماید، دخالت ، حمایت و برنامه ریزی سیاسیون و مسئولین دولتی برای انحراف و بهره برداری از جشن ها و مراسم نشاط آوربوده است.
اقدامات رژیم منحوس پهلوی در برگزاری جشنهای فرهنگ و هنرو نمایش تئاترهای کذایی و نواختن ساز و دهل و صرف مشروبات الکلی در اغلب شهر ها ، و حمایت مقامات سیاسی از ترویج خوانندگی زنان و موسیقی های حرام و… اقدامی مشکوک و برنامه ریزی شده بود که در راستای ترویج فرهنگ منحط غرب صورت می گرفت .

۴-بعد از انقلاب اسلامی جریانی فکری و سیاسی خاصی به این نتیجه رسیده اند که می توانند با تغییر ذائقه و سبک زندگی مردم همچنان با اخذ آراء قشر جوان و خاکستری براریکه قدرت تکیه بزند وبا مشغول کردن جامعه به مسائل فرعی و حاشیه سازی( مثل کنسرت ، ربنای شجریان و حضور زنان در ورزشگاه و…) از پاسخگویی در زمینه ضعف ها و عدم کارایی خود در حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم طفره بروند.
۵-علاوه بر این، به تعهدات ضمنی و آشکار خود به غربی ها در حساسیت و ارزش زدایی از جامعه مذهبی در ایران، جامه عمل بپوشند. اصرار بر اجرای سند ۲۰۳۰ از سوی مسئولین دولت فعلی ، علی رغم نهی چند باره نهاد های قانونی و رهبر انقلاب، در همین راستا قابل ارزیابی است . جالب است بدانید، اخیرا آمریکا، کشور عربستان را تحت فشار گذاشته است که برگزاری کنسرت و راه اندازی دیسکو ، خوانندگی زنان و حضور زنان در ورزشگاه را ترویج کند .

۶- بهره گیری ازهنر و هنرمندان با نقش آفرینی سلبریتی های معلوم الحال، یکی از شگرد های این جماعت برای تغییر ذائقه جامعه است. چنان که خانم معتمد آریا( رئیس فعلی انجمن بازیگران و یکی از فعالین ستاد تبلیغات روحانی ) صراحتا اعلام کرد سینمای ما وقتی به کمال و تعادل می رسد که در آن عنصر« سکس» ،« شراب» و «خشونت» رواج یابد.
اینکه همه ی هم و غم مسئولین دولتی و موسساتی مثل اداره ارشاد، برترویج کنسرت و خوانندگی زنان و موسیقی دولتی و سیاسی متمرکز شده است ، تامل برانگیز و مشکوک است.

۷-اظهار نظر های حمایت آمیز همراه با زیر سوال بردن فرهنگ بومی و مذهبی مردم گراش و اقدامات گذشته و توهین به مقامات مذهبی و روحانی از سوی برخی از افراد با گرایشات سیاسی خاص در گراش، به بهانه اجرای کنسرت قبلی و فعلی ، این فرض را تقویت می کند که این اقدامات برنامه ای است از سوی طیف سیاسی خاص برای بقاء در قدرت و فرار از پاسخگویی وتلاش برای تغییر سبک زندگی مردم .
وگرنه موسیقی محلی و سنتی با خاستگاه مردمی ، همراه با شادی و نشاط، همیشه و همه جا رواج داشته و کسی با آن مخالفتی نداشته و ندارد ولی دولتی و سیاسی کردن یک عنصر فرهنگ عمومی و سوء استفاده سیاسی از آن. کار ناپسندی است.

پسندیدم(۴)نمی پسندم(۰)
ارسال دیدگاه

اخرین اخبار ایران و جهان